مسابقه ی محلّه

مطالب مسابقه +کد های هر مطلب

مسابقه ی محلّه

مطالب مسابقه +کد های هر مطلب

کد ۵۱ = صدای عدالت انسانی

✍«جرج سجعان جرداق» در سال ۱۹۳۱ میلادی در منطقه «مرجعیون» لبنان و در یک خانواده مسیحی ارتدوکس و اصیل متولد شد. پدر و مادر وی اگرچه مسیحی بودند اما به امام علی (علیه السلام) عشق می‌ورزیدند و این عشق در منزل آنها متجلی بود به نحوی که بر سر در خانه خود عبارت «لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار» را نصب کرده بودند.

کد ۹۷ = تمام علم کتاب نزد مولا امام علی است

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:


وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَىٰ بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ



کافران می گویند شما فرستاده خداوند نیستی، بگو کافیست که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست میان من و شما گواه باشد. 

و پوشیده نیست که قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش می داند که اسرار هستی در آن نهان است، مثلاً در یک جا می فرماید:

وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (11)؛ هیچ غیبی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب آشکار قرار دارد.

و در جای دیگر می فرماید: هیچ ذره ای در آسمان و زمین و یا کمتر و یا بیشتر نیست مگر اینکه خداوند آنرا می داند و در کتاب مبین قرار دارد.(12)

و در جای دیگر بطور واضح می فرماید: کلیدهای غیب نزد خداوند است، به جز او کسی از آن آگاه نیست، او می داند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمی افتد مگر اینکه می داند، هیچ دانه ای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد. و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(13)

و بالاخره برای اینکه به عظمت این علم الکتاب بیشتر آگاه شویم نگاهی می اندازیم به داستان حضرت سلیمان و بلقیس که در قرآن مجید آمده است.

در این جریان، حضرت سلیمان از اطرافیان خود پرسید: کدامیک از شما تخت بلقیس را قبل از اینکه او و افرادش بیایند نزد من حاضر می کند؟ یکی از جنیان گفت: من آن تخت را قبل از اینکه شما از جای خود برخیزی حاضر می کنم! 

در این میان قرآن می گوید: کسی که در نزد او دانشی بود قال الذی عنده علم من الکتاب گفت: من آنرا زودتر از بهم خوردن پلک چشم تو حاضر می کنم(14) و این کار را کرد. 

توجه دارید که قرآن مجید دارنده این قدرت رابه عنوان کسی که اندکی از علم کتاب را دارد یاد می کند، و از این نکته معلوم می شود که دانش این کتاب باید بسیار گسترده باشد که اندکی از آن، اینگونه انسان را قدرتمند می کند و لذا در احادیث متعدد از اهل البیت علیهم السلام ذکر شده است که فرمودند: دانش آنکه بخشی از علم الکتاب را داشت در مقابل دانش کسی که تمامی علم کتاب را دارد همانند تری بال مگسی است از آب دریا (15)

آری و با تکیه بر همین علم و منبع بود که عده ای از اصحاب امام صادق علیه السلام مثل عبدالاعلی و عبیدةبن عبدالله بن بشیر همگی از امام صادق علیه السلام شنیدند که می فرمود: من می دانم آنچه در زمینها و آنچه در بهشت و آنچه در جهنم و آنچه بوده و آنچه خواهد بود، آنگاه حضرت اندکی درنگ نمود و چون دید که این سخن بر شنوندگان سنگین آمد فرمود: من اینها را از کتاب خدا می دانم، خداوند می فرماید: در قرآن است بیان همه چیز.(16)

روایات اهل البیت علیهم السلام قاطعانه اعلام می دارد که صاحب این علم، امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از او ائمه اطهار علیه السلام از اولاد معصومین او می باشند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابو سعید خدری که از آن آیه مبارکه پرسیده بود فرمود: او برادرم علی بن ابیطالب است.(17) 

و امام صادق علیه السلام در حدیث صحیح فرمود: الذی عنده علم الکتاب هو المیرالمؤمنین علیه السلام؛ آنکه در نزد او دانش کتاب است همان امیرالمؤمنین علیه السلام است.(18) 

یکی از اصحاب امام باقر علیهم السلام از حضرت در مورد آیه مذکور سؤال کرد، حضرت فرمود: ما (اهل البیت علیه السلام) هستیم و علی اول ما و برترین ما و نیکوترین ما بعد از پیامبر اکرم علیه السلام می باشد.(19) 

امام صادق علیه السلام به عبدالله بن ولید فرمود: مردم در مورد پیامبر اولوالعزم و امیرالمؤمنین چه می گویند؟ عرض کردم: هیچکس را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمی کنند. 

امام علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی در مورد موسی علیه السلام فرمود: و کتبنا له فی الالواح من کل شی ء موعظة(20)؛ برای او در آن لوحها برخی از مواعظ را نوشتیم. و نفرمود تمامی موعظه ها را، و در مورد عیسی علیه السلام فرمود: و لیبین لکم بعض الذی تختلفون فیه؛(21) تا عیسی برای شما برخی از موارد اختلاف را بیان کند. و نفرمود همه آن را، اما در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب (22)؛ بگو خدا و کسی که تمامی علم کتاب نزد اوست میان من و شما برای گواهی کافیست. 

و سپس حضرت برای اینکه عظمت این دانش، معلوم گردد به آیه دیگر استناد جسته فرمود: خداوند عزوجل فرموده است: و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(23) آنگاه حضرت صادق علیه السلام فرمود: علم این کتاب (با این عظمت) نزد علی علیه السلام است.(24)


بزرگترین فضیلت قرآنی امیرالمؤمنین علیه السّلام


سلیم بن قیس گوید: مردی از علی بن ابیطالب علیه السلام پرسید: بزرگترین فضیلت خود را برایم بگو؟ حضرت فرمود: آنچه خداوند در قرآن نازل نموده است، پرسید: خداوند در مورد شما چه ناز ل نموده است؟ فرمود: سخن خدا که فرمود: وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ منظور خداوند از کسی که دارای علم و کتاب است من هستم.(25

از اهل سنت صاحب کتاب ینابیع المودة، شیخ حافظ قندوزی حنفی در باب 30 از کتاب خود احادیث متعددی در همین مورد روایت کرده است


----------------------


10) رعد، 4


11) نمل، 7


12) سبا،


13) انعام، 13


14) نمل ،4


15) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 87 ازتفسیر علی بن ابرهیم


16) بصائرالدرجات، ص 127و128. و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء -89ن


17) تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 523 از امالی صدوق (ره


18) همان، ج 2 ،ص 523 از تفسیر علی ابن ابراهی


19) همان، ج 2، ص 521 از اصول کاف


20) اعراف، 14


21) زخرف، 6


22) رعد، 4


23) انعام، 5


24) الاحتجاج، ج 2، ص 13


25) تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 52


---------------------


http://www.ghadeer.org/Book/1020/1525


پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السّلام


سید محمد نجفی یزدی


کد ۹۷ = تمام علم کتاب نزد مولا امام علی است

کد90 = فقط حیدر امیرالمؤمنین است

امیر در زبان عربی به معنی فرمانده، سلطان و رهبر است. بعد از اسلام، کسانی را که از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خلفا به فرماندهی ماموریت‌های جنگی منصوب می‌شدند امیر می‌نامیدند. اما عنوان «امیرالمومنین» به معنی خلیفه و فرمانده کل قوای اسلام و پیشوای مومنان است.


به اعتقاد علمای شیعه، «امیرالمومنین» عنوانی است که خدای تعالی به علی بن ابی طالب داده و هیچ کس دیگر، چه قبل و چه بعد از او، برازنده این لقب نیست. در حدیثی آمده است که پیامبر به اصحاب خود فرمود:«هنگام سلام به علی، او را امیرالمومنین خطاب کنید.» و در حدیث دیگری آمده است که:« خدا علی علیه السلام را امیرالمومنین نامیده است».


از حضرت صادق علیه السلام سئوال شد:«آیا به حضرت قائم ، لقب « امیرالمومنین » خطاب می‌شود؟» فرمود:«نه، این عنوان مخصوص علی علیه السلام است؛ هیچ‌کس، نه قبل از او و نه پس از او، سزاوار نیست به این نام نامیده شود، و هر کس چنین ادعایی کند کافر است». از اهل سنت نیز درباره اعطای لقب امیرالمومنین به امام علی روایات بسیاری در دست است؛ از جمله: ابونعیم اصفهانی در حیله الاولیاء از انس بن مالک روایت کرده است که رسول خدا درباره علی علیه السلام فرمود:«او امیرالمومنین و پیشوای نیکوکاران و فرمانده سواران مجاهد و خاتم اوصیاء است». نیز از ابن مردویه اصفهانی، از دانشمندان اهل سنت، نقل شده است که: جبرئیل در محضر رسول خدا علی علیه السلام را امیرالمومنین خواند. از ام سلمه روایتی نیز در این باره رسیده است. ولی در ظاهر، بنا بر عقیده اهل سنت، هر مسلمانی که به اجماع یا وصایت یا شوری برای امامت و فرماندهی کل قوای اسلام انتخاب شود، امیرالمومنین است. آنان می گویند این عنوان اولین بار بر خلیفه دوم عمر بن خطاب اطلاق شد و آنگاه در عهد خلفای راشدین دیگر و خلفای بنی امیه و بنی عباس نیز هر یک از خلفا «امیرالمومنین» خوانده می‌شدند. فقهای زیدی مذهب نیز این عنوان را حق شرعی هر امیر علوی می‌دانند که برای احقاق حق، قیام کند.


حضرت علی علیه السلام

امیرالمومنین، لقب اختصاصی امام علی علیه السلام روایات شیعه دلالت دارد بر اینکه لقب «امیرالمومنین» مخصوص علی بن ابیطالب علیه السلام است و بر هیچ کس جز او اطلاق نمی‌شود. (مگر در حال ضرورت و تقیّه.) این لقب حتی بر سایر ائمه و امام زمان علیه السلام نیز نباید اطلاق شود. خود رسول خدا صلّی الله و علیه و آله و سلّم این لقب را به امام علی داد و اولین کسانی که موظف شدند علی علیه السلام را با این لقب خطاب کنند، ابوبکر و عمر بودند. عبدالله بن عباس می گوید:« روزی با رسول خدا در یکی از کوچه های مدینه می رفتیم که علی ابن ابی طالب از راه رسید و به رسول خدا این گونه سلام کرد:« السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته (سلام بر تو ای رسول خدا، و رحمت و برکات خدا بر تو باد.( پیامبر نیز در پاسخ فرمود:«و علیک السلام یا امیرالمومنین (و بر تو سلام باد ای امیرالمومنین.( از لقبی که رسول خدا به علی بن ابی طالب داد، تعجب کردم و به پیامبر گفتم:« ای رسول خدا، آنچه درباره پسرعمویم، علی، گفتی، از روی محبت و دوستی شخصی با او بود یا لقبی از ناحیه خداوند؟» رسول خدا فرمود:« نه، به خدا سوگند، آنچه درباره علی گفتم، با چشم خودم دیده ام.» پرسیدم:« ای رسول خدا چه دیدید؟» پیامبر فرمود:« در شب معراج به هر دری از درهای بهشت نظر می‌کردم، روی آن نوشته شده بود: علی بن ابیطالب از هفتاد هزار سال پیش از خلقت آدم امیرالمومنین بوده است.» ابوذر علی علیه السلام را امیرالمومنین حقیقی می داند ابوذر غفاری به شدت بیمار شد تا آنجا که نزدیک بود از دنیا برود. در این شرایط علی بن ابیطالب علیه السلام را به عنوان وصی برگزید و وصیتهای خود را به آن حضرت کرد. به او گفتند: اگر به امیرالمومنین عمر بن خطاب وصیت میکردی نیکوتر و بهتر بود. ابوذر گفت: به خدا سوگند، که به امیرالمومنین حقیقی و حق وصیت کردم. علی همان مربی و صاحب زمین است که آرامش زمین به وجود اوست و اگر از او جدا شوید، از زمین بیگانه و زمین نیز با شما بیگانه میشود. جبرئیل علی علیه السلام را امیرالمومنین می داند عبدالله بن عباس میگوید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که علی بن ابیطالب وارد شد و به رسول خدا سلام کرد. رسول خدا در پاسخ سلام او فرمود: و علیک السلام یا امیرالمومنین و رحمه الله و برکاته (و بر تو سلام و رحمت و برکات الهی باد، ای امیرالمومنین(؛ حضرت علی علیه السلام گفت: در حالیکه تو زنده هستی به من امیرالمومنین میگویید؟ پیامبر فرمود: آری،در حال حیات من نیز ای علی تو امیرالمومنین هستی. دیروز در حالیکه من و جبرئیل با هم سخن می گفتیم تو بر ما گذشتی و سلام نکردی . جبرئیل گفت: چرا امیرالمومنین بر ما گذشت و سلام نکرد؟ به خدا سوگند اگر سلام کرده بود، ما خوشحال می شدیم و پاسخش را می دادیم. علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا دیروز تو را با دحیه کلبی دیدم خلوت کرده ای و سخن میگوئید، نخواستم سخن شما را قطع کنم. پیامبرفرمود: او دحیه نبود او جبرئیل بود و من به جبرئیل گفتم: چگونه علی را امیرالمومنین نامیدی؟ جبرئیل گفت: خداوند در جنگ بدر به من وحی فرستاد که بر محمّد فرود بیایم و به او فرمان دهم که به علی بن ابیطالب امیرالمومنین فرمان دهد میان دو صف لشگر حاضر شود و قدرت نمایی کند که خداوند او را در آسمان امیرالمومنین نهاده است. آنگاه رسول خدا ادامه داد: تو ای علی، امیرالمومنین در آسمان و زمین هستی جز کافر بعد از من کسی بر تو پیشی می گیرد و جز کافر پس ازمن از تو جدا نمی شود و آسمانیان تو را امیرالمومنین می نامند. خداوند علی را امیرالمومنین نامیده است حضرت علی علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در شب معراج که مرا به آسمان بردند در مقام قاب قوسین ) به قدر دو کمان یا نزدیکتر) که قرار گرفتم، خداوند به من وحی فرستاد و آنگاه فرمود: ای محمّد، علی بن ابی طالب را با عنوان امیرالمومنین بخوان، من هیچکس را قبل از او به این نام ننامیدم و هیچکس را نیز بعد از او به آن نام نخواهم نامید.


حضرت علی علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله بر فراز منبر در ضمن گفتاری به مردم فرمود: ای مردم، خداوند مرا به عنوان رسول و فرستاده اش به سوی شما برانگیخت و به من فرمان داده که علی را به عنوان امیر بر شما بگمارم، پس هر کس که من پیامبر اویم علی امیر اوست. امیر بودن علی از ناحیه خداوند است. خداوند به من فرمان داده که این خبر را به شما اعلام کنم تا او را اطاعت و هر گاه شما را فرمان داد، گوش دهید. آگاه باشید هیچکدام از شما بر علی، امیر نیست نه در زمان حیات من و نه پس از مرگ من. خداوند علی را امیر شما قرار داد و او را امیرالمومنین نامیده است و پیش از او و پس از او هیچکس را امیرالمومنین ننامیده و نخواهد نامید.


کد90 = فقط حیدر امیرالمؤمنین است


پایگاه استاد حسین انصاریان


تنظیم برای تبیان حسن رضایی گروه حوزه علمیه


منابع: دایره المعارف تشیع، ج 2؛ المعارف و المعاریف ج 1 بحارالانوار، ج 37، ص 339، حدیث 81

کد: ۴۲ = سوره حمد و امام علی

الا شیر خدا ، ای در میان جنگ ها غالب

صراط مستقیم حق، علی  بن ابیطالب 


در آیه هفت سوره مبارکه حمد میخوانیم:


صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضّالّیٖنَ


راه کسانى ‌که به آنان نعمت دادى، نه کسانى‌ که

 مورد غضب واقع شده‌اند و نه گمراهان


درخصوص این آیه شریفه امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرمودند: 


صراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ؛ آنهایی که به اسلام و ولایت علیّ بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) هدایت نمودی و هرگز بر آن‌ها خشم نگرفتی و آن‌ها هرگز گمراه نشدند، غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ که یهود و نصاری می‌باشند و شکّاکانی که امامت امیرمؤمنان (علیه السّلام) را نمی‌شناسند؛ وَ لَا الضّالّیٖنَ؛ از امامت علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) گمراه شده‌اند.


 کد: ۴۲=  سوره حمد و امام علی


بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۵


https://www.aboutorab.com/page.php?pid=204&id=2217